خرید بک لینک
بیشتر از هر چیزی از وضعیت معلق متنفرم.وقتی هدف نباشد،تمام کنش ها بیهوده هدر می رود.حالا تو برو کلنگ به دست بگیر و زمین بکن.وقتی ندانی به دنبال آب هستی یا نفت،یکباره می بینی که تمام مدت قبر خودت را کند

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:20

البته این بار نمیخواهم خیلی سریع توپی از انرژی و هیجان را به دنیا پرتاب کنم.خیلی آرام تر شدهام.خیلی کلنجار رفتهام.داد زدهام.سرم را به شیشه تکیه دادهام و دست هام را فشار دادهام روی چشم هام.تابستان

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:20

یادداشتی برای کتاب "از پیدا شدن بدم میاد|مصطفی مردانی" کتاب را یک نفس نخواندم.بین ساعاتی که در اتوبوس بودم یا مجبور بودم منتظر بمانم قسمتی را می خواندم.خوبیاش هم این بود که داستان های طولانی و پیچید

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:20

امروز وقتی نشسته بودم کتاب میخوندم مامان اومد داخل و با ذوق گفت بیا برات زیرشلواری گرفتم.پوشیدم.خیلی قشنگ و نرم بود.مامان گفت بپوشمش و دیگه اون کوفتی رو بندازم دور(منظورش یه شلوار بود که توی خونه تک

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:20

در طول این چندسال بار ها شده که به این فکر کرده ام که چه می شود که در فاصلۀ ده سال،اینقدر ابعاد و طرز گذراندن دوران نوجوانی آدم ها انقدر فرق دارد.از همان اوایل نوجوانی خودم منتظر بودم که بالاخره یک تغ

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:20

برنج و ماش را خوب بجوشان.هویج های آبپز را اضافه کن.صبر کن تا آبش را برچیند.حالا دوتا شعله پخش کن بنداز زیر قابلمه و منتظر بمان تا "دمپختک" بخار بیاندازد و با خیال راحت بپزد.قابلمه را بگذار توی زیرزمین

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:20

هنوز هفدهم است.چند دقیقه وقت دارم تا بنویسم قبلا(مثلا دو سه سال پیش) فکر میکردم روزی که 18 ساله بشوم یکی از همان مهمانی های بزرگ خواهم گرفت.دوست هایم تا نیمه شب می مانند خانه.رایتل یکی از آن سیمکارت ه

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:20

صبح قابلمه غذا را برنداشتم.صبح بلند شده بود برایم قرمه سبزی ریخته بود و سفارش کرده بود که حتما ببرم.من غذا را جا گذاشته بودم.یعنی ظرف را انداخته بودم ته کیسۀ پارچه ای و وانمود کرده بودم که حواسم نبوده

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:20

امروز یک چیزی خیلی مرا سوزاند.اینکه فهمیدم در طول این سه سالی که گذشته آنقدر با آدم های نامرد و بدقول و خودخواه دمخور بودهام که دیگر بدجنسی کسی متحیر و عصبانیام نمیکند.فکر کردهام که دنیا یعنی همین

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:20

میدانی من بیشتر ترسیدهام.از گازاشکآوری که پشت دیوار مدرسه فرود میآید و از مردمی که لباس کسی را به جرم روحانی بودن از تنشدر میآورند.ریش داری پس حتما سپاهی هستی؟!یالا بکگراند تلفنت را نشان بد

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:20

صفحه بندی